محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
585
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
امام عليه السّلام مىگويد : نمىدانم چگونه شما را به راه آورم ؟ اگر آسان بگيرم و مدارا كنم ، در راه باطل پيش مىرويد و اگر شما را وادار به جنگ كنم ، دست از يارى شسته و سستى و كاهلى مىكنيد و آنگاه كه دلهاى مسلمانان را همراه من ببينيد ، آشوب به پا مىكنيد و توطئه مىچينيد . ( لا أبا لغيركم ) عرب از اين تعبير براى نفرين استفاده مىكند و معناى آن آرزوى مرگ پدر است . امام عليه السّلام در اينجا براى رعايت ادب ، نفرين را خطاب به آنان نمىآورد ؛ بلكه غيرشان را نفرين مىكند . ( ما تنتظرون بنصركم و الجهاد على حقّكم ) دشمن شما را به مبارزه فراخوانده و به سرزمينتان يورش آورده و به كرامت شما تجاوز مىكند ، اما شما تلاشى نمىكنيد و انتظار نيرويى آسمانى يا سپاهى بيگانه را مىكشيد تا شما را يارى كند . ( الموت أو الذّلّ لكم ) تا زمانى كه چنين هستيد ، تنها يكى از خوارى يا مرگ و نابودى شايسته شما است . مرگ براى شما و نيز انسانيت بهتر و سودمندتر است . ابن ابى الحديد مىگويد : « نفرين امام عليه السّلام مستجاب شد . . . شيعيان امام عليه السّلام در زمان امويان به شدت خوار و ذليل گشتند . » « 1 » ( فو اللّه لئن جاء يومي و ليأتينّي ليفرّقنّ بيني و بينكم و أنا لصحبتكم قال و بكم غير كثير ) ناگزير روزى از شما رخت خواهم بست و در آن روز با بغض و بيزارى از شما تركتان خواهم كرد ؛ زيرا شما هرگز به من در مبارزه با باطل نيرو نداديد . از اينرو ، امام عليه السّلام به هنگام ضربت خوردن شاد گشته و فرمود : به پروردگار كعبه رستگار شدم . « 2 » ( أما دين يجمعكم و لا حميّة تشحذكم ) ادعاى
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه : 10 / 69 ؛ صحاح : 3 / 1259 . ( 2 ) . « فزت و ربّ الكعبة » تاريخ طبرى : 5 / 143 ؛ مناقب ابن شهر آشوب : 3 / 311 .